امروز که اومدم دانشکده بچه ها گفتن حراست دانشکده غیر رسمی گفته
از امروز پوشیدن سارافون هم ممنوعه منم یکهو شدم برج زهر مار
اصلا دیگه کلاسم نرفتم یکی نیست بگه آخه یعنی چی حالا من بدبخت چه گلی به سرم بگیرم ![]()
می گید چرا لجم گرفته آخه علت داره
من گردن شکسته یک آلرژی شدید دارم به مانتو بلند
توی این هاگیر واگیرم که دیدم اوضاع امنیت اجتماعی الحمد الله رو به راهه
از اون جهت که آدم به شدت جسور و نترسی هستم
صتمیم گرفتم که سارافون بلندای قبلی رو بپوشم یک هفته هم بود که به قول دوستان عین نگهبانا یک فرم واحد رو هر روز می پوشیدم
تا سه شنبه .
سه شنبه صبح امتحان پول و بانک داشتم .استاد گردن شکسته هم اول ترم تاریخ و میزان مطالب رو اعلام کرده بود .منم چون خیلی ساعی و درس خونم
شب امتحان تا ساعت ۱ بیدار بودم
صبحم از ساعت ۵
تورق می فرمودم .
بعد از امتحان شاد و سرخوش
از اینکه امتحانم رو خوب دادم به اتفاق لیلا و حمیده نهار رو رفتیم بیرون که یکهو دیدم به به لیلا چه گلی شده
نگفتنی بچه ام از ترسش انگار مانتو مامانشو پوشیده بود . وقتی دید دارم بهش می خندم
عصبانی شد و گفت
تو خنگ فک کردی با این سارافونای جذب کسی بهت گیر نمی ده .منم کلی رفتم تو فکر
.بعد هم به مامان زنگ زدم که برام ۲ متر پارچه با فلان مشخصات بخر که اوضاع خیطه . بازم فک نکنید که من از یک تذکر کوچیک هم سکته می کنم ها اصلا اینطور نیست.
خلاصه که ش
ب تا ۱۲ بیدار بودم و یک سارافون بلند و کمی جذب دوختم . خیلی به دلم نشست .می دونیدلباسی که آدم خودش می دوزه مثل بچه آدمه نمی شه ازش دل کند . منم که عاشق بچه هام . شنبه روز اول هفته پاشودم همچین مست و ملنگ اومدم برای علم آموزی
اونوقت می گن دیگه سارافون هم نپوشید .موندم که چه کار کنم . شاید هم یک سر برم پیش رئیس دانشکده ببینم اون گفته یا نه ( طفلی خیلی بی زبونه عالم وآدم سوارش می شن
بچه ها هم خیلی باهاش جورن ولی امان از ریئس دانشگاه ).شاید هم برم پیش مسئوول حراست
یک دور جلوش بچرخم
ببینم این سارافونم رو می پسنده یا نه.
گمونم امشب هم باید تا دیر وقت بشینم و مانتو بدوزم .بعید می دونم با این ابعاد تعریف شده مانتو آماده گیرم بیاد


