اینجا مکانی است برای کسانی که باور دارند تا خورشید یک قدم بیشتر نمانده .قدمی به بلندای خواستن...
چهارشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 7:56 PM

 

اصلا از دست عصبانی نیستم .حتی اگه ببینمت با لبخند بهت سلام می کنم و محکم دستاتو فشار می دم و آروم تو چشمات نگاه می کنم .

امروز ۱۱ روزه که هدیه تولدتو هر روز می برم و میارم ولی خوب عیبی نداره می دونم که گرفتاری . حتی یک روز هم برای من فرصت نداری حتی برای یک ساعت .حتی برای یک لحظه دیدار.

از دستت ناراحت نیستم فقط نگرانم .نگران روزی که دوباره به این سبک زندگی هر دومون عادت کنیم .

هنوز منتظرتم .آخه تو کجایی...